شعر سهراب سپهری



خانه دوست كجاست؟
 
در فلق بود كه پرسيد سوار
 
آسمان مكثي كرد

رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت

به تاريكي شبها بخشيد و به انگشت

نشان داد سپيداري و گفت

نرسيده به درخت
 
كوچه باغي است كه از خواب خدا

سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است

ميروي تا ته آن كوچه

كه از پشت بلوغ سر به در مي آرد

پس به سمت گل تنهايي مي پيچي

دو قدم مانده به گل  
   
پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني

و تو را ترسي شفاف فرا مي گيرد

كودكي مي بيني

رفته از كاج بلندي بالا

جوجه بر مي دارد از لانه نور

و از او مي پرسي خانه دوست كجاست؟

داستانی جالب در مورد حسادت

در زمان يكی از خلفا ،مرد ثروتمندی غلامی خريد . از روز اولی كه او را خريد ، مانند يك غلام بااو رفتار نمی‏كرد ، بلكه مانند يك آقا با او رفتار می‏كرد . بهترين غذاهارا به او می‏داد ، بهترين لباسها را برايش می‏خريد ، وسائل آسايش او را

فراهم می‏كرد و درست مانند فرزند خود با او رفتار می‏كرد ، گوئی پرواری‏

برای خودش آورده است . غلام می‏ديد كه اربابش هميشه در فكر است ، هميشه‏ناراحت است . بالاخره ارباب حاضر شد او را آزاد كند و سرمايه زيادی هم‏به او بدهد . يك شب درد دل خود را با غلام در ميان گذاشت و گفت : من‏

حاضرم تو را آزاد كنم و اين مقدار پول هم بدهم ، ولی می‏دانی برای چه‏

اينهمه خدمت به تو كردم ؟ فقط برای يك تقاضا ، اگر تو اين تقاضا را

انجام دهی هر چه كه به تو دادم حلال و نوش جانت باشد ، و بيش از اين هم‏

به تو می‏دهم ولی اگر اين كار را انجام ندهی من از تو راضی نيستم . غلام‏

گفت : هر چه تو بگوئی اطاعت می‏كنم ، تو ولی نعمت من هستی و به من‏

حيات دادی . گفت : نه ، بايد قول قطعی بدهی ، می‏ترسم اگر پيشنهاد كنم ،

قبول نكنی. گفت:هر چه می‏خواهی پيشنهاد كنی بگو ، تا من بگويم"بله".

وقتی كاملا قول گرفت.....

 

ادامه نوشته

چگونه خواب امام زمان (عج) را ببینیم؟

چگونه خواب امام زمان (عج) را ببینیم؟



شاگرد: استاد ، چکار کنم که خواب امام زمان رو ببینم !؟

استاد: شب یک غذای شور بخور . آب نخور و بخواب . ببین چه خوابی می بینی .
شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت و

گفت:


استاد دائم خواب آب میدیدم !‏ خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم . کنار لوله آبی در حال خوردن آب هستم ! در ساحل رودخانه ای مشغول....

 

استادش فرمود : تشنه آب بودی خواب آب دیدی‏ ؛‏ تشنه امام زمان بشو ....تا خواب امام زمان ببینی.

چند نکته درباره ی نگارش

       

نوشتن شکل پیچیده ی زبان است.بین قدرت نوشتن وتوانایی خواندن ودرک مطلب رابطه ای مستقیمی  وجوددارد پس دانش آموز می تواند به خوبی ازعهده ی این مهارت برآید که درارکان دیگر زبان توانایی لازم راکسب کرده باشد.اوزمانی  می تواند خوب بنویسد  که درگوش دادن ،سخن گفتن وخواندن مهارت کافی داشته باشد.

مهارت درنوشتن ونگارش مستلزم داشتن اطلاعات مقدماتی وتوانایی  تبادل افکار واندیشه هاست اطلاعات راازطریق تحصیلات ومطالعه می توان به دست آورد وتوانایی برقراریارتباط نیز ازطریق خواندن ،نوشتن وگفتگو کردن به دست می آید.

«اصول ومبانی انشا»

درس انشا ونگارش نیز مانند هردرس دیگری اصول ومبانی مخصوص به خود دارد که می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

1-   داشتن تفکر خلاق وپویا

2-   تنها ذوق واستعداد کافی نیست باید قواعد این کار رانیز یادبگیریم.

3-   استفاده بیشتر ازقالب های مرسوم نگارشی

4-   تجزیه انشا به اجزای گوناگون مانند جمله نویسی،واژه شناسی و...  .

5-   دادن موضوعاتی که دانش آموز درباره ی آن اطلاعاتی داشته باشد.

6-   داشتن طرح درس برای انشا ونگارش

«انواع انشا»

انشا اقسام گوناگونی دارد که به اختصار به تعدادی  ازآنها اشاره می شود:

1-   انشای توصیفی

2-   انشای تخیلی

3-   جان بخشیدن به اشیاء

4-   گزارش نویسی

5-   داستان نویسی

6-   شرح حال نویسی

7-   نامه نگاری

8-   خاطره نویسی

9-   خلاصه نویسی

 


ادامه نوشته

یشنهادهاو راهکار هایی جهت بهبود درس ادبیات

1)استفاده نمایشگاه  فعّالیّت ها وکار های ارائه شده توسط دانش آموزان جهت تدریس توسط خود آنان وباز آموزی مطالب.                                                                                        

باید دست سازه ها،تابلو ها، سی دی های نرم افزاری، چارت ها و وبلاگ ها جمع آوری گردد و در

نمایشگاهایی در معرض دید عموم دانش آموزان، همکاران و مسئولین سازمان و اداره قرار گیرد و پس

ازآن کلاس ادبیات در نمایشگاه مذکورتشکیل گردد ودانش آموزان با محوریت معلّم ونظارت اوبه اجرای

صحیح کارها تدریس میکنند درنتیجه به دلیل مشارکت در کار تدریس فعّال،پویا وبانشاط علاقمندانه مطالب

درسی را پی گیری می کنندوبه علّت در گیر شدن در مباحث درس وتنوّع بیانات مجالی برای پرداختن به

سایر امور پیدا نمی شودورخوت واسترس وافسردگی از بین می رود.

2)تهیه تصاویری از طبیعت ومحسوسات خود دانش آموزان.

یکی از مهارت های زبانی که تأثیرزیادی بر نوشتن انشاءدارد،صحبت کردن است برای این منظور به هر

کدام از گروه ها تصاویری از جنگل، کوه،دریا،شهر، روستا و...داده می شود و  به آن ها گفته شود پس از

نگاه کردن دقیق به تصاویر نظر خود را درگروه بیان کرده سپس به صورت گروهی نظرات روی برگه

نوشته شده وپای تخته خوانده می شود هر گروه از نظرات خود دفاع می کندوبه نقادی تصویرو نظرات

دیگران می پردازد درنتیجه زنگ انشاء از حالت راکد و سکون به زنگی کاملأ فعّال وشاد تبدیل می شود.

3)اجرای نمایش وپانتومیم در کلاس.

اجرای فعّالیّت هایی مثل نمایش،گزارش نویسی،خبر نگاری،بازی با کلمات در کلاس باعث می شودتا هم

دانش آموزان مطالب را بهتر وبیشتر بیاموزند وهم با اجرای فعّالیّت هایی مثل نمایش وتهیه روز نامه

دیواری شراکت دانش آموزان بیشتر شود ویاد گیری آنان عمق بیشتری پیدا کند.

4)دسترسی آسان وبیشتر دانش آموزان به کتابخانه مدرسه.

یکی از موثرترین راه های افزایش توان نگارش دردانش آموزان از طریق عادت به مطا لعه صورت می

گیرد بنابراین باید دانش آموزان را به مطا لعه ترغیب وتشویق کرد تابا دسترسی بیشتربه کتاب ومطا لعه

فراوان شیوه ی درست نگارش به صورت الگویی آموخته شود.       

گفتگو با خدا

                

گفتگو با خدا ...

خدا : بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است .

بنده : خدايا ! خسته ام ، نمي توانم .

خدا : بنده ي من ، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان .

بنده : خدايا ! خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم .

خدا : بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان .

بنده : خدايا ! سه رکعت زياد است .

خدا : بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان .

بنده : خدايا ! امروز خيلي خسته ام ! آيا راه ديگري ندارد ؟

خدا : بنده من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله 

بنده : خدايا ! در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد !

خدا : بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله .

بنده : خدايا ! هوا سرد است ! نميتوانم دستانم را از زير پتو در بياورم 

خدا : بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب ميکنيم .

بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد .

خدا : ملائکه ي من ! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده ، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده .

ملائکه : خداوندا ! دوباره او را بيدار کرديم ، اما باز خوابيد .

خدا : ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست .

ملائکه : پروردگارا ! باز هم بيدار نمي شود !

خدا : اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر ميآورد .

ملائکه : خداوندا ! نمي خواهي با او قهر کني ؟

خدا : او جز من کسي را ندارد ... شايد توبه کرد ...

بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری .

چاشنی های خواندنی


من در قلب هاي کوچک تان، خانه اي بزرگ دارم؛ خانه اي که ديوارهايش به رنگ گل ياس است. فرش هايش از جنس لطيف ريحان و اطلسي.يک نفر از شما، جمله هاي زيبايم را دارد مي خواند. شما سکوت کرده ايد. صداي زيباي او در حياط مدرسه تان، به پرواز درآمده است، انگار درخت هاي مدرسه هم به احترام او ساکت شده اند

صلواتک عليه و علي آبائه...

او از خدا مي خواهد که بر مهدي عزيزمان و پدران پاکش درود بفرستد.

من به خودم مي گويم: چقدر بزرگ و عزيز هستم که شما هر روز صبح، حرف هايم را با علاقه ي زياد تکرار مي کنيد. براي امام دوازدهم درود مي فرستيد و براي آمدنش دعا مي کنيد.

من هر روز صبح مثل چشمه اي، بر لب هاي شما جاري مي شوم و دل هايتان را پر از روشني و اميد مي کنم. بزرگترها هم بعد از هر نماز من را مي خوانند و از خداوند ظهور مولايشان را طلب مي کنند.

من «دعاي فرج» هستم. دعايي که پر از نقره هاي زيباي مهرباني است. من در قلب هاي بيدار و پرمحبت شيعيان خانه دارم.